X
تبلیغات
رایتل
هرکجا سازی شنیدی ، شعر و آوازی شنیدی، از دلی رازی شنیدی ، یاد ما کن.
چهارشنبه 1 تیر‌ماه سال 1390
تقدیم به محسن

سلام امروز آخرین روز از بهار و یکی از غم انگیزترین روزهای تقویم برای ماست. روزی که محسن عزیز پرکشید و ما را با دنیایی از بی تجربگی هایمان تنها گذاشت.  

سه سال پیش در چنین روزی بود که چهارستون بدن مان آنچنان درد گرفت که هنوز هم کمر راست نکرده ایم. و چه درد دردناکی بود. 

گاهی اوقات حسرت میخورم به رفتنش و پیش خودم میگم کاش منم همچین سعادتی داشتم. گاهی که با خودم خلوت میکنم میبینم مرگ اون از زندگی خیلی از ما خیلی زیباتره و پیش خودم میگم خوش بحالش. محسن سنایی رفت. اما تا هستیم یادشو و لبخندهای شیرینشو و دستهای مهربانشو فراموش نمیکنیم. 

دلمون حسابی براش تنگه.  


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
بایگانی آنادانا
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری

تعداد بازدیدکنندگان :
228116

دریافت کد پیج رنک گوگل